شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 40

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

متنبّه شده است . توضيح اين مطلب كه چرا حركت در جوهر وساير مقولات عرضى واقع نمىشود وذكر تقسيمات مختلف حركت ، مثل تقسيم آن به طبيعي ، قسرى وارادى ، تقسيم آن به ما بالذات وما بالعرض ، تقسيم آن به تند وكند ، تقسيم آن به مستقيم ومستدير ، تقسيم آن به متضاد وغير متضاد ، وچگونگى اختلاف حركات وتمايز آنها از يكديگر ، از ديگر مباحث مهمّ اين فصل است . ضمن توضيح يك قاعده مبنى بر اين كه جسم لذاته مقتضى حركت نيست ، بيان مىكند كه « طبيعت » مطلقا نمىتواند موجب حركت شود ؛ زيرا طبيعت ثابت است وامر ثابت نمىتواند مقتضى امر غير ثابت شود ، ودر پى آن ، « حركت طبيعي » را كه در كلام حكما به كار رفته ، تبيين كرده است . سكون ، آخرين موضوعي است كه در اين فصل مورد بحث واقع شده است . فصل دهم ، در باب زمان وأحوال آن است . شهرزورى در اين فصل ابتدأ به اجمال ، نظر قائلان به وجود زمان را ذكر كرده است . اين گروه خود به دو دسته تقسيم شده‌اند : برخى معتقدند زمان آشكارترين چيز است واثبات وجود آن ، نيازى به برهان ندارد وبعضي ديگر بر آن‌اند كه اثبات وجود زمان نياز به برهان دارد . پس از آن ، نظر منكران وجود زمان مطرح شده ومجددا به تفصيل ، نظر مثبتين آن آمده است . موضوعات « آن » ، « اوّل » و « آخر » نداشتن زمان ، نظريهء واجب الوجود بودن زمان وردّ آن ، از ديگر موضوعات اين فصل است . سپس نظر شهرزورى مبنى بر اين كه زمان أظهر أشياء است ، با اين بيان كه « با روشنى چراغ به دنبال خورشيد مگرد » تبيين مىشود . « أزل » ، « ابد » ، « سرمد » و « دهر » ونحوهء وجود زمان كه ذهني است ، قديم بودن زمان در مقابل حدوث آن ، نقل شكّى در باب زمان وپاسخ آن ، از جمله مباحث مطرح شده در اين فصل است .